سابقه تاریخی ولایت پروان(1)

تاریخ:پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391-07:58 ب.ظ

سابقۀ تاریخی ولایت پروان

 وجه تسمیه ولایت پروان

پروان ولایتی است كه از دیر باز تاكنون افتخارات زیادی با خود داشته است و اینكه پروان را به چه دلیل پروان نامیده معلوم نیست وآنچه از كتب دیگر بدست می­آید این است كه پروان اسم شخصی بوده كه در آن سرزمین ساكن بوده وبعدها بنام صاحبش مسمّی گردیده .

غلام حسین صدری افشار در فرهنگ نامه فارسی واژگان واعلام : در وجه تسمیه ولایت پروان گفته : كه پروان از پرون گرفته شده که بمعنی چرخ ابریشم تابی است و دستگاهی­می­باشد ­که با آن ابریشم را تاب دهند..[1][1] بعضی از مورخین می­نویسند که( پروآن ومروآن) دو برادر و از شاهان کافر بودندكه به دو طرف مجرای مشترک رود خانه پنجشیر،غور بند، سالنگ،می­زیسته، اولی در شهر بگرام سكونت داشته و دومی در پای دره سالنگ در نقطه که جبل السراج امروزی را تشکیل می­دهد و در زمان قدیم به نام خود شاه(پروان) یاد می­شده که آنجاسكونت و حکم فرمایی می­نموده است.

پروان پیش از اسلام

پروان دورۀ  بودایی

باید ملتفت بود که منظور از عصر بودایی در اینجا کدام دوره ی نیست که بعد از عصر یونانی و کوشا نی آمده باشد ، زیرا در هر دو دوره ی اخیر بودیزم در افغانستان رواج داشته.

بلكه مراد از عصر بودایی خرابه هایی است که مربوط به معابد مذهبی بودایی است که ذیلاً شرح می­دهیم و آنها را تحت عنوان عصر بودایی آوردیم واین خرابه ها به هیچ جایی دیگر که اکثر آنها در زمان کوشا نی ها تعمیر شده شباهت ندارد. عابدتگاهای بودایی در بگرام خرابه های خاکی زیاد گذاشته و چون عمارات مذهبی این دوره با وضعیت کلاسیک خود پس از خرابی تقریبا همه جا به یک شکل می­ماند ،چه به جانب جنوب و چه به طرف غرب. وخرابه های شهر جدید شاهی و چی دورادور کوه پهلوان ،همه جا معابد مربعی شکل و مقابل یک ضلع ان توده مدور و برجسته اوستوپه مشاهده می­شود . کوه پهلوان که تقریبا به شکل هرمی به جانب شرق بگرام افتاده در عصر بودایی به بزرگی و عظمت مقام معبَد به خود گرفته بوده و امروز ه دورا دور ان به فاصله نزدیک آثار بقایای تقریبا هشت معبد مشاهده می­شود و معروف ترین آن معبدی است که در دامنه شمال برفراز مجرای رودخانه پنجشیر در حوزه مشترک فعلی به سه کیلو متری شرق برج عبدالله افتاده است و اکثراً احتمال داده كه عمارت معبد بوده، که زوّار چینی هیوان ،تیسینگ بنام معبد شالوکیا یاد نموده است.و به فاصله 12 کیلو متری جنوب شرق دامنه ای کوه پهلوان بالای مجرای رودخانه باریک آب خرابه های بزرگ قدیمی دیگری افتاده که اهالی بنام کافر قلعه یاد می­کنند. در سه ضلع غربی،شرقی و شمالی آثار برجها و حصار آن به وضوح معلوم می­شود. نسبت دادن این محلات به کدام دوره معین ازتاریخ بدون  كارشناسی­تاریخی مشکل به نظر می رسد ، ممکن مربوط به اوایل عصر کوشانی و از ان هم قدیم تر باشد،و در فاصله ی هفت کیلو متری جنوب خرابه های عمومی بگرام به طرف راست جاده که به طرف باریک آب می­رود و به واسطه کثرت مسکو کات که اهالی بومی از انجا یافته اند به زبان پشتو به (پی سو غوندی) یعنی غوندی مسکو کات  (تپه پول ) موسوم شده که تیکرها اینجا بیشتر شبیه تیکر شهر اسلامی یعنی (غلغله) است مربوط به دوره اسلامی­باشد.

این مناطق قرنها بعدازورود اسلام به ایران به جهت صعب العبور بودن این نواحی وعدم ارتباط گسترده با مناطق دیگر همانطور به دین وآیین ورسم ورسومات قبلی خود باقی مانده بود واز سایه پر ثمر درخت اسلام بی بهره وكماكان نژاد شان را خالص نگاه داشته بود واز اختلاط با اقوام دیگر جلوگیری می­نمود.

داكتر كارل گوستاوفن پلاتن المانی بعد از مسافرت علمی خود در كافرستان (بلورستان )، شرحی به كلینشه تسایتونك مطبوعه ملن مرقوم فرمود وضمناً اظهار داشت كه نژاد هند و ژرمنی در شمال هندو كوه دولت قدیم باختری را تشكیل داده و مذهب روشنی پرست زردشت را در بین خود بوجودآوردند ودر دو هزار و پنج صد سال قبل از میلادمسیح طبقه فرمانروا را ساختند . اكنون این نژاد شمالی آریایی درتمام مشرق ایران (افغانستان كنونی ) با طبقات زیر دست مخلوط شده است،فقط ساكنین امروزی كافرستان (بلورستان ) كه خود را میان قلل جبال از دیگران جداكرده اند از حیث نژادخالص مانده اند به قول پیلانی نورستان (کافرستان) نام قدیمی آن بلور یابولر بود، بعد از ورود اسلام به ایران چون اهالی آن نواحی به دین اسلام مشرّف نشده بود كافرستان می خواندن ، و بعد از آنكه آن نواحی به دین مبین اسلام آوردند كافرستان را نورستان نامیدند.  [2][2]

  پروان  دورۀ اسكندر

پروان از جمله ولایت مرکزی افغانستان بوده سابقه تاریخی درخشان دارد گذشته از ویژگیهای جغرافیای  ،گوینداسکندرمقدونی نیز در عصر خود كه از غرب تاشرق عالم را تحت سلطة خود قرار داده بوداز زیبایی وخوش آب و هوایی پروان بی خبر نبود لذا پروانرا یكی از جمله پایگاهای خودقرار داد و در حصه اوپیان حصار بزرگی بنام اسکندری ساخت که بنام اسکندری قفقاز شهرت دارد اوپیان از نگاه رشد آئین بودیزم نقش برجسته ی دارد، زیرا بودیزم درآنجا دارای صومعه و عبادتگاه خاصی بوده اند. به قول پیلانی اسکندری در اوپیان اعمارشد که مورخین نام اوپیان را به رسم الخطهای مختلف (الکساندر اوبیدوم ،اوپینوم، اوپیایی راویان) درج کرده اند،كه اصلا همان اوپیان امروزه است که در غرب چاریکارموقعیت دارد.[3][3]

پروان  دورۀ كوشانی

پروان پایتخت تابستانی امپراتوری کوشانی : پروان پایتخت تابستانی امپراتوری کوشانی به خصوص در عهد کنشکای کبیر بوده است. شهر های بگرام و کاپیسا در دو سوی دریای پنجشیر مهد تمدن کوشانی ها بوده . .کو شانی ها که در قرن یکم ،دوم و سوم عهد مسیح در بگرام استقرار یافته بودند.اكثراً در آبادی های عصر یونانی متمرکز گردیده بودند و مسکو کات ایشان بیشتر از محوّطه و خرابه های شهر جدید شاهی بدست آمده وهنوزهم آثار باستانی از این نواحی بدست می­آید. چون کو شانی ها مدت مدیدی در بگرام تمرکز داشته اند و در زمان کنشکاه کبیر این نقطه پایتخت تابستانی امپراطوری محسوب می­شده.و حتماً ایشان هم به نوبه خود در محوطه شهر جدید شاهی ازساختمان و عمارات چیزی علاوه نموده ، چون عصر ایشان از نقطه نظر ترقی ساختمان و عمارات یکی از مهم ترین دوره های آریانا به شمارمی­رفته لذا به نظرمی­رسد این خرابه هاكه یک حصه بزرگ شهر جدید شاهی است،در حقیقت دامنه همان شهر شاهی قدیم یونانی است.وآبادی های زمان ایشان را نمایندگی می کند.[4][4]

پروان بعد از اسلام

 پروان دردورۀ خلافت هارون‌الرشید(170-193ق/786-809م) به همراه شهرهای بنجهار(پنجشیر) و غوروند، به وسیلۀ فضل‌بن‌یحیی‌بن‌خالدبرمکی گشوده شد  این شهر در دروۀ غزنویان(351-582ق/962-1186م) دارالضرب آنان بشمارمی­رفت سکه‌هایی که از آلپ‌تکین(مؤسس غزنویان) در پروان یافت شده، نشانۀ استقلال‌طلبی و قدرت طلبی وی در برابر سامانیان دانسته شده است و سکه‌های نقرۀ سلطان محمود غزنوی(یمین‌الدوله) که یمینی نامیده می‌شد، نیز در پروان ضرب می‌شده است. به گفتۀ گردیزی پروان از جملۀ شهرهایی بود که سبکتکین(داماد آلپ‌تکین) برآنجا دست یافت. وهمچنین پروان محل تفریح آمدو شد و نیزشکارگاه سلطان مسعود غزنوی (فرزند سلطان محمود)بشمار می­رفت و بیهقی درتاریخ خود از آن یاد کرده است   [5][5]

پروان دورۀ غزنوی

بیهقی درتاریخ خودمی­نویسد:  [ سلطان مسعود غزنوی امیرآنجا نشاط شراب وشكار كرده بود ومنتظر خواجه می­بود ، چون در رسید، باز نمود ، آنچه در هربابی كرده بود ، امیر را سخت خوش آمد. ویك روز دیگر مقام بود. پس لشكر ازراه درّۀ زیرقن وغوروند بكشیدند و بیرون آمدند و سه روزمقام كردند با نشاط شراب و شكار بدشت حورانه . و چنین روزگار كس یادنداشت، كه جهان عروسی را مانست و پادشاه محتشم بی منازع فارغ دل می­رفت تا به پروان [آمدند ]و از پروان برفتند وهمچنین با شادی ونشاط می آمدند تا منزل بلق.وهرروزی گروهی دیگر از مردم غزنین بخدمت استقبال می رسید. [6][6]

چنانكه یك نگاهی بسیار گذرا به بستر تاریخی پروان می­اندازیم ملاحظه می كنیم این خطّه از سرزمین كه مقدمة مسیر كوهستان لعلستان است در بستر تاریخ گرم وسرد روزگار را بسیار دیده است شاهد قهرمانی های بسیاری از جوانانش بوده كه نام آنان درتاریخ ثبت وضبط گردیده .

ملا فیض محمد كاتب هزاره در سراج التواریخ در موردفتح كافرستان گوید كه در روزشانزده هم ماه ربیع الاول ازطرف وزیر سید شاه خان مقیم بدخشان را فرمان داد كه با یكی دویا فوج پیاده نظام كه تحت فرمان دارد... درفصل بهار از طرف پنجشیر و كنر ومنجان برای تسخیر كافرستان(نورستان) حركت كند  وكافرانرا به زورشمشیر یابه و تدبیر و درابت از چهره مملكت بردارد... بزرگان كافرستان(نورستان) از راه طاعت وتسلیم  به  سلام گرویدن واطاعت وفرمان برداری نمودن واین فرمانده باتدبیر واندیشه چنان مردم را به خود جلت نمود كه همه ی مردم غیور وشجاع آن دیار شمشیرهای شان را در نیام كردند واز راه صلح ومزاكره با وی درآمدندو ایشان هم آنان را اعزازوكرام نمودند ورخصت مراجعت داد. وتعلیم وتلقین نمود كه این افرادیگرمردمان آن سامان را دلالت بر اطاعت و اسلام كنند و گوید درهمان وقت كرنیل محمد عمرخان كه با سپاه پیروز وظفرمند در پروان بود به جهت تنبه وتهدید مردم كوهستان كه سرفتنه می­جنباندن آنجا مستقر بود تااز راه تدبیرواحتیاط كار را از پیش ببرد ، بعد ازاین واقعه  راه اندرآب را در پیش گرفت و كافرستان بدون جنگ ودرگیری با تدبیر ودرایت آن فرمانده مدبر سرتسلیم فروآوردند. [7][7] این نواحی كوهستانی یكی از منزوی ترین دامنه های هندوكش بشمار می رود درقرن شانزدهم این مناطق را مسلمین كافرستان می خواندند. زیرا سكنه آن بت پرست بودند مردم این سرزمین صنعت نجاری آهنگری وچرمگری می­دانستند .درقرن چهاردهم امیر تیمور گوركانی ازاندراب براه حصه فوقانی وادی پنجشیرداخل نورستان شد ولی ازشدّت سرماكاری انجام نداده و برگشت. همچنین بابر آهنگ آن ناحیه را نمود موفق نشد . مردم نورستان (كافرستان ) بعضاً به دربارهای كابل رفت وآمدداشته واحیاناً داخل مأموریت های ­بودند ولی دسته جات آنان در جوار پنجشیر مالیات می­پرداختند ...سال 1891 سپهسالار چرخی مأموریت یافت تانورستان را فتح كند ( هنوز ازمطامع وحرص دولت انگلیس محفوظ مانده و قرنها درداخل درّه های دشوار گذار ومنزوی استقلال محلی وعنعنه های دینی مذهبی ولهجه­ی قدیم خویش رانگهداشته بودند. ) در هرحال سپهسالار چرخی قبل از حمله به نورستان در بریكوت قشونی مقیم ساخت و بامردم نورستان ارتباط دوستانه قایم نمود تا جائیكه رجال نورستانی نزد او آمد ورفت شروع نمودند وبعضاًبه رهنمونی او تادیه مالیات پذیرفتند واكثر مردم كشور اظهارانقیاد وقبول اسلام نمودند، ومردم كاموز دین اسلام را نپذیرفتند ولی اطاعت دولت را گردن نهادند. این لیاقت سپهسالار بود كه مردم جنگجوی را به تغیر دین اجدادی وقبول اطاعت به اقل تلفات واستعمال شمشیر واداشت . [8][8]       

چنانچه ملاحظه می­كنیم در گذشته كاپیسا موقعیت بهتر وبیشتر واهمیت بالاتر ی نسبت به پروان داشته لذاست كه شاهان پروان را عمدتاً به جهت سوق الجیشی بودن وموقعیت دفاعی واستراژیكی آن انتخاب می نموده است و فرهنگ بزرگ جهان اسلام هم درمورد پیشینۀ تاریخی پروان گوید : اسکندر مقدونی(356-323ق‌م)پس از دست یافتن بر استانهای شرقی دولت هخامنشی، خود را به کابل و از آنجا به پروان رسانید و زمستان را در آنجا به سربرد و در نزدیکی مدخل درۀ سالنگ، دژی را به نام خود ساخت. اسکندر این شهر را برای پاسداری از شهر کاپیسی یاکاپیسا در نخستین شیبهای جبل‌السراج کنونی(پروان کهن) برپا نمود که به نام «اسکندریۀ زیر قفقاز» شناخته شد بدین ترتیب، گمان می‌رود که پروان جای‌گزین این شهر گردیده است .[9][9]




نوع مطلب : تاریخی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic